چشم مستش دوش می‌دیدم به خواب

چشم مستش دوش می‌دیدم به خواب کرده بود از ناز آغاز عتاب گفت کای مشتاق خوابت می‌برد هل یکون النوم بعدی مستطاب شرم بادت آن…

Continue Reading...

تا عقل کل حیران شود برقع ز رخ یک سو فکن

تا عقل کل حیران شود برقع ز رخ یک سو فکن تا روح سرگردان شود تابی در آن گیسو فکن آورد بر شاه ختن زنگی…

Continue Reading...

به جای هر سر مویی گرم بود جانی

به جای هر سر مویی گرم بود جانی فدای خاک کف پای چون تو جانانی ز جام خویش یکی جرعه در دهانم ریز مرا ز…

Continue Reading...

بازیچه نیست آخر آیین عشق‌بازی

بازیچه نیست آخر آیین عشق‌بازی با دوست درنگیرد تا روح در نبازی چون شاهد حقیقی محجوب شد ز غیرت در بت‌پرستیم دان با نسبت مجازی…

Continue Reading...

ای سواد زلف تو سودای من

ای سواد زلف تو سودای من روی تو خورشید مهرافزای من دل میان زلفت و من ره‌نشین فرق بین از جای او تا جای من…

Continue Reading...

از وقت صبح هست دلم را صفای صبح

از وقت صبح هست دلم را صفای صبح جانم منور است به نور لقای صبح از باد صبح گشت معطر دماغ من دارد دلم همیشه…

Continue Reading...

هوس عمر عزیزم ز برای تو بود

هوس عمر عزیزم ز برای تو بود بکشم جور جهانی چو رضای تو بود در ازل جان مرا عشق تو هم صحبت بود تا ابد…

Continue Reading...

میان ما و شما بود پیش از آن پیوند

میان ما و شما بود پیش از آن پیوند که جان علوی ما شد در این قفس در بند بجز دهان لطیفت که با نسیم…

Continue Reading...

ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام

ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام نی که بود مه که زو مهر کند نور وام ماه فلک را قدی نیست چو سرو…

Continue Reading...

کجا روم که کمند تو می‌کشد بازم

کجا روم که کمند تو می‌کشد بازم ضرورت است که با دیگری نمی‌سازم چه می‌کنم به هوای دگر که مرغ توام بدین طرف به طرب…

Continue Reading...