در آرزوی تو گشتم به هر دیار بسی

در آرزوی تو گشتم به هر دیار بسی مرا ز روی تو هرگز نشان نداد کسی وجود خاکی ما را به کوی دوست چه کار…

Continue Reading...

چون قامت تو سروی در بوستان نروید

چون قامت تو سروی در بوستان نروید چون عارض تو یک گل در گلستان نروید گر باد بوی زلفت گرد چمن برآرد یک برگ گل…

Continue Reading...

توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری

توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری هر چه دیدیم و شنیدیم از آن خوبتری تا ببینیم نظیرت به جهان گردیدیم نیکوان را همه…

Continue Reading...

بی آفتاب رویت روزم بود چو مویت

بی آفتاب رویت روزم بود چو مویت با زلف مشک بویت باشد شبم چو رویت حسن هزار لیلی عشق هزار مجنون داری وزان زیادت دارم…

Continue Reading...

برو با ما صلاح و زهد مفروش

برو با ما صلاح و زهد مفروش که من پندت نخواهم کرد در گوش ملامت آتش دل می‌کند تیز به آتش کی نشیند دیگ را…

Continue Reading...

این منم در صحبت جانان که جان می‌پرورم

این منم در صحبت جانان که جان می‌پرورم گر به خوابش دیدمی هرگز نگشتی باورم دیده می‌مالم که نقش دوست است این یا خیال صورتش…

Continue Reading...

اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند

اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند زاهدان شیوۀ این طایفه کمتر دانند ذوق آموختنی نیست که آن وجدانی‌ست عقلا جمله در این کار فرو…

Continue Reading...

آرزومندم ولیکن کو قدم

آرزومندم ولیکن کو قدم در فراقت شد وجودم کالعدم نامه وقتی می‌نوشتم پیش دوست آتش این نوبت همی‌سوزد قلم ای دریغا خواب کاو هر شب…

Continue Reading...

نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی

نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی که مرا با دگری هست خیالی باقی مستی از هستی من جز سر مویی نگذاشت وان…

Continue Reading...

ملامت می‌کند دشمن مرا در عشق ورزیدن

ملامت می‌کند دشمن مرا در عشق ورزیدن به چشم عاشقان باید جمال شاهدان دیدن نگردانند بدگویان مرا دور از نکورویان به آواز سگان نتوان ز…

Continue Reading...