شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد

شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد دود آتشکده از کلبه عاشق خیزد گر به کاشانهٔ…

Continue Reading...

ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم

ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم به طبیب من که گوید که چه زار و ناتوانم به گمان این فکندم تن ناتوان به کویت…

Continue Reading...

دوش اندک شکوه‌ای از یار می‌بایست کرد

دوش اندک شکوه‌ای از یار می‌بایست کرد و ز پی آن گریه‌ای بسیار می‌بایست کرد حال خود گر عرض می‌کردم به این سوز و گداز…

Continue Reading...

درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد

درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد خیال روی او اینجا در او اغیار کی گنجد ز حرف و صوت بیرونست…

Continue Reading...

خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده

خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده نشان اینچنین بختی کجا یابم نشانم ده نثاری خواهم ای جان آفرین شایستهٔ پایش پر از…

Continue Reading...

چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی

چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی غم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی نی ناله‌ای نزدیک لب نی گریه‌ای در دل گره…

Continue Reading...

چشم او قصد عقل و دین دارد

چشم او قصد عقل و دین دارد لشکر فتنه در کمین دارد عالمی را کند مسخر خویش هر که او لشکری چنین دارد مست و…

Continue Reading...

تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان تو

تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان تو پاک از همه آلایشی عشق من و دامان تو زینسان متاز ای سنگدل ترسم بلغزد توسنت کز…

Continue Reading...

پیش تو بسی از همه کس خوارترم من

پیش تو بسی از همه کس خوارترم من زان روی که از جمله گرفتارترم من روزی که نماند دگری بر سر کویت دانی که ز…

Continue Reading...

به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست

به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست وفا مصاحب دیرینهٔ محبت ماست تو و خلاف مروت خدا نگه دارد به ما جفای تو از بخت…

Continue Reading...