به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست

به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست وفا مصاحب دیرینهٔ محبت ماست تو و خلاف مروت خدا نگه دارد به ما جفای تو از بخت…

Continue Reading...

بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا

بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا جز دود دل که بست نفس بر نفس مرا من سر زنم به سنگ و تو ساغر زنی…

Continue Reading...

اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شد

اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شد تاراجگر خانهٔ ویرانه من شد اینست که می‌ ریخت به پیمانهٔ اغیار خون ریخت چو دور من و…

Continue Reading...

ای آنکه عرض حال من زار کرده‌ای

ای آنکه عرض حال من زار کرده‌ای با او کدام درد من اظهار کرده‌ای آزاد کن ز راه کرم گر نمی‌کشی ما را چه بی‌گناه…

Continue Reading...

آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم

آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم نو شد آن سلسله کهنه و آن بند قدیم آمدم من به سر گریهٔ خود به که تو…

Continue Reading...

آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر

آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر زیر پای خود سر عجز گدای خود نگر این چه استغنا و ناز است ، این چه…

Continue Reading...