آه شراره بارم کان از درون برآمد

آه شراره بارم کان از درون برآمد ابریست آتش افشان کز بحر خون برآمد می‌کرد دل تفأل از مصحف جمالش از زلف او به فالش…

Continue Reading...

الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش

الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش ز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارش صدای شهپر شاهینی از هر گوشه می‌آید تذرو غافلی دارم…

Continue Reading...

آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او

آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او در کمین خرمن جان شعله‌ها پنهان در او شعله‌ای می‌بایدم سوزان که ننشیند ز تاب گر بجوش…

Continue Reading...

یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست

یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست خوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست چون نفس امشب فرو بردم…

Continue Reading...

هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود

هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود گر سراپا آتش سوزنده شد سوزش نبود عشق را آماده بود اسباب و جان مستعد کار چون…

Continue Reading...

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را شیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هست…

Continue Reading...

منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را

منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را هر که باشد، دوست دارد دوستار خویش را هر نگاهی از پی کاریست بر حال کسی عشق…

Continue Reading...

مریض عشق اگر سد بود علاج یکیست

مریض عشق اگر سد بود علاج یکیست مرض یکی و طبیعت یکی، مزاج یکیست تمام در طلب وصل و وصل می‌طلبیم اگر یکیم و اگر…

Continue Reading...

ما در مقام صبر فشردیم گام خویش

ما در مقام صبر فشردیم گام خویش یک گام آن‌طرف ننهیم از مقام خویش این مرغ تنگ حوصله را دانه‌ای بس است صیاد ما به…

Continue Reading...

گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت

گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت وان‌دست و تازیانه و مرکب جهاندنت شهری به ترکتاز دهد بلکه عالمی ترکانه برنشستن و هر سو…

Continue Reading...