به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت

به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت ولی به یاد سر کوی یار خواهم رفت اگر به باغ روم بهر دیدن گل و سرو به…

Continue Reading...

بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش

بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش بود جهان جهان فریب از پی جان مضطرب آمدن و…

Continue Reading...

با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو

با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو ما را نوید باد ز زخم خدنگ تو نقش فریب غیر پذیرفت همچو موم چون نرم گشت…

Continue Reading...

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما از تیغ بی ملاحظهٔ آه…

Continue Reading...

آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود

آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود ای مرغ زود رام که آورد نقل و می…

Continue Reading...

از پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت

از پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشت هرکه شد بیمارِ دردِ عشق بهبودی نداشت بود روزی آن عنایت‌ها که با ما می‌نمود خوش نمودی…

Continue Reading...

یک همدم و همنفس ندارم

یک همدم و همنفس ندارم می‌میرم و هیچ کس ندارم گویند بگیر دامن وصل می‌خواهم و دسترس ندارم دارم هوس و نمی‌دهد دست آن نیست…

Continue Reading...

هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد

هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد در خور شکر عطای تو زبانی بدهد آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است هم…

Continue Reading...

نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد

نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد نیاز بلهوس همچون نماز بی‌وضو باشد ز مستی آنکه می‌گوید اناالحق کی خبر دارد که کرسی زیر پا،…

Continue Reading...

می‌توانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست

می‌توانم بود بی تو تابِ تنهاییم هست امتحانِ صبرِ خود کردم شکیباییم هست حفظِ ناموسِ تو منظور است می‌دانی تو هم ورنه صد تقریبِ خوب…

Continue Reading...