چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم

چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم طبیبم گفت درمانی ندارد درد…

Continue Reading...

جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست

جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست بد میرود این راه و روش هیچ نکو نیست دوری نگزیند ز رقیبان سر مویی با ما…

Continue Reading...

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن…

Continue Reading...

بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ

بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ از چنان جانی که باشد بی رخ جانان چه حظ دیگر از شهرم چه خوشحالی…

Continue Reading...

بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست

بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ست بوده نادانسته گر از ما خطایی سر زده‌ست آخر ای صاحب متاعِ حسن این دشنام چیست در…

Continue Reading...

بازم زبان شکر به جنبش درآمدست

بازم زبان شکر به جنبش درآمدست نیشکر امید ز باغم بر آمدست آن دولتی که می‌طلبیدیم در به در پرسیده راه خانه و خود بر…

Continue Reading...

ای مرغ سحر حسرت بستان که داری

ای مرغ سحر حسرت بستان که داری این ناله به اندازهٔ حرمان که داری ای خشک لب بادیه این سوز جگر تاب در آرزوی چشمهٔ…

Continue Reading...

آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست

آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشست گو مهیا شو که می‌باید به سد حیرت نشست آمدم تا روبم و در چشم…

Continue Reading...

اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند

اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند هر کس که از جان بگذرد بسیار خون آسان کند ای دل به راه سیل غم…

Continue Reading...

همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست

همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست خود چه کردم با تو چندین خشم و ناز از بهر چیست باز با من…

Continue Reading...