بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش

بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش تا چو من افتاده‌ای نا گه بگیرد دامنش مرغ فارغ بال بودم در هوای عافیت از کمین…

Continue Reading...

با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش

با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش باز با جمع غریبی آشنا می‌بینمش باز تا امروز دارد با که میل اختلاط زانکه از یاران دیروزی…

Continue Reading...

ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری

ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری ای خوشا آن کشوری کانجا تو صاحب کشوری ای سوار فرد از لشکر جدا افتاده‌ای یا از آن…

Continue Reading...

آمده نو به شحنگی در دلم آرزوی تو

آمده نو به شحنگی در دلم آرزوی تو منصب پاسبانیم داده به گرد کوی تو چیست اشاره چون زیم حکم چه می‌کند بگو در بد…

Continue Reading...

از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم

از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم که با تردامنان یار است جانانی که من دارم اگر با من چنین ماند…

Continue Reading...

یاران خدای را به سوی او گذر کنید

یاران خدای را به سوی او گذر کنید باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن…

Continue Reading...

هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز

هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز وز سر زلف تو انواع پریشانی هنوز سوخت دل از داغ و داغم بار جانسوز آنچنان جان…

Continue Reading...

نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم

نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم آن خط غلامی که ندادیم دریدیم در دست نداریم به جز خار ملامت زان دامن گل کز چمن…

Continue Reading...

مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد

مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد هر چند حسرت بیش شد شوق و محبت کم نشد تخم امید ما از و…

Continue Reading...

مستغنی است از همه عالم گدای عشق

مستغنی است از همه عالم گدای عشق ما و گدایی در دولتسرای عشق عشق و اساس عشق نهادند بر دوام یعنی خلل پذیر نگردد بنای…

Continue Reading...