ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست

ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست در بزم طرب بی‌تو می و جامم نیست کام دل و آرزوی من دیدن توست جز دیدن…

Continue Reading...

آن وصل تو باز، آرزو می‌کندم

آن وصل تو باز، آرزو می‌کندم گفتن به تو راز، آرزو می‌کندم خفتن ببرت به ناز تا روز سپید شب‌های دراز، آرزو می‌کندم

Continue Reading...

آخر بدمد صبح امید از شب من

آخر بدمد صبح امید از شب من آخر نه به جایی برسد یارب من؟ یا در پایت فگند بینم سر خویش یا بر لب تو…

Continue Reading...

هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان

هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان تاریک‌تر است و می‌نگیرد نقصان یا دیدهٔ بخت من مگر کور شده است؟ یا نیست شب…

Continue Reading...

ماییم که بی‌مایی ما مایهٔ ماست

ماییم که بی‌مایی ما مایهٔ ماست خود طفل خودیم و عشق ما دایهٔ ماست فی‌الجمله عروس غیب همسایهٔ ماست وین طرفه که همسایهٔ ما سایهٔ…

Continue Reading...

عمری است که در کوی خرابی رفتم

عمری است که در کوی خرابی رفتم در راه خطا و ناصوابی رفتم کار من سر بسر پریشان شده را دریاب، که گر تو درنیابی…

Continue Reading...

دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است

دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است غم خوش نبود، ولیک غمهاش خوش است جان می‌طلبد، نمی‌دهم روزی چند جان را محلی نیست، تقاضاش…

Continue Reading...

در عشق ببر از همه، گر بتوانی

در عشق ببر از همه، گر بتوانی جانا طلب کسی مکن، تا دانی تا با دگرانت سر و کاری باشد با ما سر و کارت…

Continue Reading...

چون درد نداری، ای دل سرگردان

چون درد نداری، ای دل سرگردان رفتن ببر طبیب بی‌فایده دان درمان طلبد کسی که دردی دارد چون نیست تو را درد چه جویی درمان؟

Continue Reading...

بی روی تو عاشقت رخ گل چه کند؟

بی روی تو عاشقت رخ گل چه کند؟ بی بوی خوشت به بوی سنبل چه کند؟ آن کس که ز جام عشق تو سرمست است…

Continue Reading...