ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل

ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل مشو ز حال دل بی قرار من غافل کسی که معتقد عشق نیست نیست کسی مذاق نشأه…

Continue Reading...

دوستان گوهر مقصود بدست آوردم

دوستان گوهر مقصود بدست آوردم آنچه مقصود دلم بود بدست آوردم اثر پاکی عشق است که سیمین بدنی زیر این طاق زر اندود بدست آوردم…

Continue Reading...

دل اسیر خم گیسوی تو شد

دل اسیر خم گیسوی تو شد دیده حیران مه روی تو شد تن چون موی مرا هر سر مو بسته سلسله موی تو شد سبب…

Continue Reading...

در دل الم از غنچه خندان تو دارم

در دل الم از غنچه خندان تو دارم در دیده نم از لعل درافشان تو دارم آشفتگی از سنبل گیسوی سیاهت سرگشتگی از سرو خرامان…

Continue Reading...

حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد

حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد ترحمی بمن مبتلا نخواهد کرد چو تیر تا نفتد دور ازان کمان ابرو رقیب در دل ما هیچ…

Continue Reading...

چه دعوی می‌کنی ای غنچه با لعل گهربارش

چه دعوی می‌کنی ای غنچه با لعل گهربارش چه می گویی اگر خواهند از تو لطف گفتارش مکن تصویر آن قامت مصور می شوی رسوا…

Continue Reading...

تندست یار و بی سببی می کند غضب

تندست یار و بی سببی می کند غضب دارد غضب همیشه بعشاق زین سبب مطلوب را چو نیست مقام معینی هرگز نمی رسد بنهایت ره…

Continue Reading...

پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم

پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم من عاشق توام ز تو پنهان نمی کنم تا داغ عشق یار نبیند بسینه ام پیش…

Continue Reading...

به رندان از جهنم می‌دهد دایم خبر واعظ

به رندان از جهنم می‌دهد دایم خبر واعظ مگر مطلق ندیده در جهان جای دگر واعظ گریبان چاک ازین غم می‌کند محراب در مسجد که…

Continue Reading...

بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام

بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام می کشد هر سو که می افتد گره سوی توام بس که می گردد بگرد ماه رخسارت…

Continue Reading...