نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم

نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم ازان گل خار خاری داشتم از دل برون کردم ز ذکر حلقه گیسوی خوبان لب فرو بستم هوا…

Continue Reading...

نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم

نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم تو ز من بی خبری کی ز تو من بی خبرم گر چه دوری ز نظر نیست ز…

Continue Reading...

می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون

می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون هست ابروی تو ما را سر خط مشق جنون دل قدت را دید لعلت راست مایل…

Continue Reading...

ملک را گر نظر بر قد آن سرو روان افتد

ملک را گر نظر بر قد آن سرو روان افتد سراسیمه چو مرغ تیر خورده ز آسمان افتد مپوش از من رخ ای خورشید مپسند…

Continue Reading...

ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی

ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی که ما ز قطع نظر کردی و پیوند بریدی بتو گفتم مشنو در حق من قول…

Continue Reading...

گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا

گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا کی بصد زنجیر بتوان داشت در عالم مرا با خیال آن پری خو کرده ام ناصح…

Continue Reading...

کرد درد غیر را دلبر علاج

کرد درد غیر را دلبر علاج داد ما را رشک تغییر مزاج ناصحا مستغنیم از پند تو نیست با پند تو ما را احتیاج باز…

Continue Reading...

عشقت از دایره عقل برون کرد مرا

عشقت از دایره عقل برون کرد مرا داخل سلسله اهل جنون کرد مرا در غم عشق بتان هیچ کسی چون من نیست نظری کن که…

Continue Reading...

شد آن گل چهره باز از خانه با عزم سفر بیرون

شد آن گل چهره باز از خانه با عزم سفر بیرون مرا صد قطره خونابه شد از چشم تر بیرون مگر خورشید در عشقت قبایی…

Continue Reading...

ساقیا می ده که حرفی ز آن دهان گویم ترا

ساقیا می ده که حرفی ز آن دهان گویم ترا تا نکردم مست کی راز نهان گویم ترا بس که از حیرت بود هر لحظه…

Continue Reading...