بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت

بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت هزار شاهد فتنه ز رخ نقاب انداخت مه رخ تو که سر زد خط از خواشی آن…

Continue Reading...

بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد

بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد هوای کاکلت از سر بدر نخواهم کرد قضا که عشق توام یاد داد می دانست که غیر…

Continue Reading...

با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود

با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود شبم از وصل تو با روز برابر شده بود همه شب تا بسحر خنده تو می کردی…

Continue Reading...

ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر

ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر هر چه رعناتر ازان نیست ازان رعناتر سرو دیدیم بسی در چمن حسن ولی نیست سروی ز تو…

Continue Reading...

آزارها ز یار جفا کار می کشم

آزارها ز یار جفا کار می کشم تا کار او جفاست من آزار می کشم غم می کشم ز یار و شکایت نمی کنم غم…

Continue Reading...

هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم

هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم عمری‌ست جان من که جفای تو می‌کشم جور فلک نمی‌کشم از بهر کام خود گر می‌کشم برای…

Continue Reading...

نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام

نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام من چو مجنون نیستم در عاشقی مردانه‌ام خضر می‌گویند بر سرچشمه‌ای بر دست راه قطره گویا چکیده جایی از…

Continue Reading...

نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی

نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی رسیدی بی‌خودم کردی به خود تا آمدم رفتی طبیب دردمندانی ولی از بس که بی‌دردی مرا در کنج…

Continue Reading...

می‌کنم اظهار غم ساقی شرابم می‌دهد

می‌کنم اظهار غم ساقی شرابم می‌دهد بی‌توقف هرچه می‌گویم جوابم می‌دهد چون بیفشاند ثمر تحریک می‌یابد درخت چون نریزم اشک دوران اضطرابم می‌دهد من به…

Continue Reading...

من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا

من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا ور ز غم ذوقی رسد آن هم نمی‌باید مرا گر گریزانم ز خود در دشت عزلت…

Continue Reading...