خسرو چو به خرمی قدح بر دارد

خسرو چو به خرمی قدح بر دارد وز ابر بیان در معانی بارد از رحمت او چه کم شود گر گه گاه این گمشده را…

Continue Reading...

با گل گفتم چو سوی گلزار آیم

با گل گفتم چو سوی گلزار آیم از عهد بد تو سست گردد رایم گل سوی تو بنگرید دزدیده بگفت: بد عهدتر از خودت کسی…

Continue Reading...

ای دوست،قلم بر سخن دشمن کش!

ای دوست،قلم بر سخن دشمن کش! وندر شب تاریک می روشن کش! دیوانگیا، خیز و سر از جیب برآر! عقلا، بنشین و پای در دامن…

Continue Reading...

از رایت تو نور ظفر می تابد

از رایت تو نور ظفر می تابد کس نسیت که از رای تو سر می تابد عفو تو چو رحمت خدای ست که خلق هر…

Continue Reading...

هر حلقه زلفت زفن یکدیگر

هر حلقه زلفت زفن یکدیگر هستند نهان در شکن یکدیگر از بهر ربودن دل و غارت جان کردند زبان در دهن یکدیگر

Continue Reading...

کو دیده که خون جگر آرم با او

کو دیده که خون جگر آرم با او یا صبر که روزی به سر آرم با او کو شیفته ای و تیره روزی چون من…

Continue Reading...

دل فصل ربیع را چو جان می داند

دل فصل ربیع را چو جان می داند وز نغمه بلبل به عجب می ماند این فصل خوش است لیک از صفحه گل بلبل همه…

Continue Reading...

چون لشکر شه روی به راه آوردند

چون لشکر شه روی به راه آوردند اسللم به تیغ در پناه آوردند آن را که ز پیل رخ نمی گردانید امروز پیاده پیش شاه…

Continue Reading...

با عشق تو در جهان غم نان که خورد؟

با عشق تو در جهان غم نان که خورد؟ با درد تو اندیشه درمان که خورد؟ شاید پسرا که نانوایی نکنی چانها که برآمد از…

Continue Reading...

ای دوست نبودیم و نیم خوش بی تو

ای دوست نبودیم و نیم خوش بی تو شد… خود بلاکش بی تو ایام به خیره خیره بر من بگماشت چشمی و دلی پر آب…

Continue Reading...