از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین

از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین چشمی که بیند غیر او ما را نشاید بعد ازین دل را چو با دیدار او…

Continue Reading...

یوسف ما را به چاه انداختند

یوسف ما را به چاه انداختند گرگ او را در گناه انداختند و آنگه از بهر برون آوردنش کاروانی را به راه انداختند از فراق…

Continue Reading...

همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم

همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم که مرید توام و نیست مراد دگرم بر سر من بنهد دست سعادت تاجی اگر آن ساعد…

Continue Reading...

هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند

هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند عاشق خویشتنست آنکه ازو صبر تواند گر ببینند رخ و قد ترا بید گل، ای بت…

Continue Reading...

هر چند به کوی او دیرست که پی بردم

هر چند به کوی او دیرست که پی بردم بسیار بگردیدم تا راه بوی بردم تا خلق ندانندم وز چشم نرانندم صد بار سر خود…

Continue Reading...

نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟

نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟ چه جرم رفت؟ که مستوجب جفای تو بودم نهان شدی ز من، ای آفتاب چهره، همانا چو…

Continue Reading...

نقش لب تو از شکر و پسته بسته‌اند

نقش لب تو از شکر و پسته بسته‌اند زلف و رخت ز نسترن و لاله رسته‌اند چشمان ناتوان تو، از بس خمار و خواب گویی…

Continue Reading...

موی فشانم دگر عشق به درها ببرد

موی فشانم دگر عشق به درها ببرد در همه عالم ز من ناله خبرها ببرد روی چو گلبرگ تو اشک مرا سیم کرد مطرب ما…

Continue Reading...

من چو همین حرف الف دیده‌ام

من چو همین حرف الف دیده‌ام حرف دگر زان نپسندیده‌ام هر چه نه از پیش الف شد روان همچو الف بر همه خندیده‌ام هیچ ندارد…

Continue Reading...

مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را

مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را راهی بزن، که ره بزند عقل و هوش را ابریشمی بساز و ازین حلقه پنبه کن نقل…

Continue Reading...