مردی به هوش بودم و خاطر بجای خویش

مردی به هوش بودم و خاطر بجای خویش ناگاه در کمند تو رفتم به پای خویش صدبار گفته‌ام دل خود را بدین هوس کای دل…

Continue Reading...

مبارک روز بود امروز، یارا

مبارک روز بود امروز، یارا که دیدار تو روزی گشت ما را من آن دوزخ دلم، یارب، که دیدم به چشم خود بهشت آشکارا نه…

Continue Reading...

گو هر که در جهان به تماشا روید و گشت

گو هر که در جهان به تماشا روید و گشت ما را بس این قدر که به ما دوست بر گذشت تا او ز نقش…

Continue Reading...

گرچه صد بارم برانند از برت

گرچه صد بارم برانند از برت بر نمی‌دارم سر از خاک درت تا ابد منظور جانی، زانکه دل در ازل کرد این نظر بر منظرت…

Continue Reading...

گر چه دورم، نه صبورم ز تو، ای بدر منیر

گر چه دورم، نه صبورم ز تو، ای بدر منیر دور بادا! که کند صبر ز یاد تو ضمیر دلم آخر ز تو چون صبر…

Continue Reading...

کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده

کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده روی چو صبحش در آن زلف چو شام آمده بر همه ارباب عشق حاکم و والی شده…

Continue Reading...

کاکل مشکین نقاب چشم و ابرو ساختی

کاکل مشکین نقاب چشم و ابرو ساختی آن کمان پنهان بدار، اکنونکه تیر انداختی بر سمند فتنه زین دلبری بستی، ولی حملهٔ اول ز شوخی…

Continue Reading...

عنایتیست خدا را به حال ما امروز

عنایتیست خدا را به حال ما امروز که شد خجسته از آن چهره فال ما امروز شبی چو سال ببینم و گرنه نتوان گفت حکایت…

Continue Reading...

عشرت بهار کن، که شود روزگار خوش

عشرت بهار کن، که شود روزگار خوش می‌در بهار خور، که بود بی غبار و غش گفتی به روز شش همه گیتی تمام شد می‌به،…

Continue Reading...

صفات قلندر نشان برنگیرد

صفات قلندر نشان برنگیرد صفات تجرد بیان برنگیرد عدم خانهٔ نیستی راست گنجی که وصلش وجود جهان برنگیرد گشاد از دل تنگ درویش یابد خدنگی…

Continue Reading...