شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت

شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت حکایت تو به مرد و به زن بخواهم گفت حدیث چهره و قد و رخ تو سر تاسر…

Continue Reading...

سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن

سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن روزه از روی چنان باشد عذابی داشتن سوختم از روزهٔ هجرانش، اندر عید وصل هم به می…

Continue Reading...

سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من

سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من که فتح‌الباب هجرانست و تحویل نگار من مرا چون ماه در عقرب خوش آمد روی و زلف…

Continue Reading...

زلف مشکینت چو دامست، ای صنم

زلف مشکینت چو دامست، ای صنم عارضت ماه تمامست، ای صنم تا بود بر دیگران وصلت حلال بر من اسایش حرامست، ای صنم زان دهان…

Continue Reading...

ز دور ار ترا ناتوانی ببیند

ز دور ار ترا ناتوانی ببیند تنی مرده باشد، که جانی ببیند کجا گنجد اندر زمین؟ عاشقی کو رخت را به شادی زمانی ببیند کسی…

Continue Reading...

روزی ببینی زلف او در دست من پیچان شده

روزی ببینی زلف او در دست من پیچان شده لطفش تنم را داده دل، لعلش دلم را جان شده اقبال در کار آمده، دولت خریدار…

Continue Reading...

دیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد

دیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد فریاد ازین سوار، که صید حرم بزد! عزلت گزیده بودم و کاری گرفته پیش یارم ز در درآمد…

Continue Reading...

دوش چون چشم او کمان برداشت

دوش چون چشم او کمان برداشت دلم از درد او فغان برداشت حیرت او زبان من در بست غیرتش بندم از زبان برداشت بنشینم به…

Continue Reading...

دلم زخم بلا دارد ز چشم تیر بالایی

دلم زخم بلا دارد ز چشم تیر بالایی که دارد چون کمر بستی و همچون زلف لالایی بدان کان پای من باشد به دام زلف…

Continue Reading...

دلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران

دلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران دگر با یادم آوردی قدیمی صحبت یاران ز خاکت بوی عهد یار می‌یابد دماغ من زهی!بوی وفاداری،…

Continue Reading...