عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست

عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیست وین نداند، مگر آن دل که درو آگاهیست آن شناسد که چه بر یوسف مسکین آمد از غم روی…

Continue Reading...

صد بار ز مهرت ار بمیرم

صد بار ز مهرت ار بمیرم یک ذره دل از تو بر نگیرم از شهرم اگر برون کنی سهل بیرون مگذار از ضمیرم از من…

Continue Reading...

شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده

شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده رندان سیکی خواره را گر ساغری داری، بده زین حرفهای لاله گون چون لاله میسوزد دلم روی…

Continue Reading...

سرم بی‌دولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟

سرم بی‌دولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟ که حور نرگسین چشمی و ماه عنبرین خالی خوشا چشمی که روز و شب تواند دید…

Continue Reading...

ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری

ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری نتوان شراب خوردن بی‌مطربی و یاری یاری لطیف باید، گوینده‌ای موافق تا می‌تواند از تن کردن بدل گذاری آن…

Continue Reading...

زاهدان را گذاشتیم به جنگ

زاهدان را گذاشتیم به جنگ ما و جام شراب و نغمهٔ چنگ نه پی مال می‌رویم و نه جاه نی غم می خوریم و نه…

Continue Reading...

ز پاسبانی همسایه گرد بام و درت

ز پاسبانی همسایه گرد بام و درت بدان رسید که دزدیده می‌کنم نظرت درون خانه چو ره نیست، چاره آن دانم که آستانه پرستی کنم…

Continue Reading...

روز هجران آن نگار این بود

روز هجران آن نگار این بود منتهای وصال یار این بود روی او لالهٔ بهارم بود عمر آن لالهٔ بهار این بود هست از اندیشه…

Continue Reading...

دی ره می‌خانه باز یافته بودم

دی ره می‌خانه باز یافته بودم کار طرب را بساز یافته بودم جمله به می‌دادم و به مطرب و ساقی هر چه به عمری دراز…

Continue Reading...

دو هفتهٔ دگر از بوی باد مشک فروش

دو هفتهٔ دگر از بوی باد مشک فروش شود چو باغ بهشت این زمین دیبا پوش درخت غنچه کند، غنچه پیرهن بدرد به وقت صبح…

Continue Reading...