وه! که امروز چه آشفته و بی‌خویشتنم

وه! که امروز چه آشفته و بی‌خویشتنم دشمنم باد بدین شیوه که امروز منم شد چو مویی تنم از غصهٔ نادیدن تو رحمتی کن، که…

Continue Reading...

هرگز از عشقی مرا پایی چنین در گل نشد

هرگز از عشقی مرا پایی چنین در گل نشد هیچ سال این دردم اندر جان وغم در دل نشد نیست سنگی کان ز آه آتشین…

Continue Reading...

هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من

هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من در خون نشیند، تا کند چون روز روشن راز من از دیده گر در…

Continue Reading...

نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست

نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست ارم دیده و آرام دل زار اینجاست بر سر خار چمن روی بمالیم چو گل گر بدانیم که…

Continue Reading...

نگارا، یاد می‌داری که یاد ما نمی‌کردی؟

نگارا، یاد می‌داری که یاد ما نمی‌کردی؟ سگان را در بر خود جای و جای ما نمی‌کردی؟ چو جانت می‌سپرد این تن بجز خونش نمی‌خوردی؟…

Continue Reading...

نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید

نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسید گل به باغ آمد و دردش به دوایی برسید عمر بلبل چو وفا کرد به دوری بنمرد تا ز…

Continue Reading...

من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام

من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام گو به دشنام ز من یاد کن از لب، که تمام از کجا میرسد این…

Continue Reading...

مگر پیر سجاده حالی نداشت؟

مگر پیر سجاده حالی نداشت؟ کزین خلق و کثرت ملالی نداشت؟ ازین دام نام و ازین چاه جاه به بالا نیامد، که بالی نداشت به…

Continue Reading...

مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی

مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی چشم بد دور ز رویت، که شگرفی و جوانی فکر کردم که بگویم بچه مانی تو؟ ولیکن…

Continue Reading...

ماهی، که لبش بجای جانست

ماهی، که لبش بجای جانست گر ناز کند،به جای آن است از چشم دلم نمی‌شود دور هر چند ز چشم سرنهانست گر در طلبت هزار…

Continue Reading...