ز تورانیان تنگ چشمی سواری

ز تورانیان تنگ چشمی سواری در ایران به زلف سیه کرد کاری که کافر نکردست بر دین پرستی که دشمن نکردست با دوستداری دهانش خموشی،…

Continue Reading...

روز وداع گریه نه در حد دیده بود

روز وداع گریه نه در حد دیده بود توفان اشک تا به گریبان رسیده بود نزدیک بود کز غم من ناله برکشد از دور هر…

Continue Reading...

دیریست تا ز دست غمت جان نمی‌بریم

دیریست تا ز دست غمت جان نمی‌بریم وقتست کز وصال تو جانی بپروریم نه‌نه، چه جای وصل؟ که ما را ز روزگار این مایه بس…

Continue Reading...

دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را

دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را در بر رخم چه بندی؟ بگشای مشکلم را پایم به گل فروشد، تا چند سر کشیدن؟ دستی…

Continue Reading...

دلم جز تو آهنگ یاری نکرد

دلم جز تو آهنگ یاری نکرد به غیر از تو میل کناری نکرد به طرف چمن در خزانی نرفت تماشای گل در بهاری نکرد به…

Continue Reading...

دل من خستهٔ یاریست بی‌تو

دل من خستهٔ یاریست بی‌تو تنم در قید بیماریست بی‌تو مرا گوییکه بی‌من جان همی ده کرا خود غیر ازین کاریست بی‌تو؟ ترا در سر…

Continue Reading...

دگر رخت ازین خانه بر در نهادم

دگر رخت ازین خانه بر در نهادم دگر خاک آن کوچه بر سر نهادم دگر پای صبر از زمین برگرفتم دگر دست غارت به دل…

Continue Reading...

در وفا داری نکردی آنچه می‌گفتی تو نیز

در وفا داری نکردی آنچه می‌گفتی تو نیز تا به نوک ناوک هجران دلم سفتی تو نیز یاد می‌دار که در خوبی چو دوران تو…

Continue Reading...

خوشا آن عشرت و آن کامرانی

خوشا آن عشرت و آن کامرانی که ما را بود از ایام جوانی سفر کردم به امید غنیمت غنیمت عمر بود و گشت فانی ندیدم…

Continue Reading...

حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات

حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات تا شود دیدهٔ ما روشن از آثار صفات لب لعل و دهن تنگ و خط سبز تو…

Continue Reading...