ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را

ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را فرخنده باشد دم بدم روی تو دیدن فال را باری گر از درد تو من زاری کنم،…

Continue Reading...

ای داده بر وی تو قمر داو تمامی

ای داده بر وی تو قمر داو تمامی پیش تو کمر بسته اسیران به غلامی از شرم بنا گوش تو در گوشه نشیند گر ماه…

Continue Reading...

ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی

ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی بر گرد ماه بسته از رنگ شب هلالی چون ماه عید جویم هر شب ترا، ولیکن ماهی…

Continue Reading...

آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد

آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد صید ندیدم ز بند او، که رها شد با دگران سرکشی نمود و تکبر سرکش و…

Continue Reading...

آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟

آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟ با او مرا به بوسه جواب و سؤال بود با آن رخ چو ماه و جبین…

Continue Reading...

آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست

آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست ساقی، می شبانه بیاور، که روز ماست در باغ شد شکفته به هر جانبی گلی فریاد…

Continue Reading...

از عشق تو جان نمی‌توان برد

از عشق تو جان نمی‌توان برد وز وصل نشان نمی‌توان برد بر خوان رخت ز بیم آن زلف دستی به دهان نمی‌توان برد دارم به…

Continue Reading...

یا بپوش آن روی زیبا در نقاب

یا بپوش آن روی زیبا در نقاب یا دگر بیرون مرو چون آفتاب بند کن زلف جهان آشوب را گر نمی‌خواهی جهانی را خراب رنج…

Continue Reading...

هزار قطرهٔ خونم ز چشم تر بچکد

هزار قطرهٔ خونم ز چشم تر بچکد ز شرم چون عرق از روی آن پسر بچکد سرشک چیست؟ که در پای او شدن حیفست سواد…

Continue Reading...

هر قصه می‌نیوشی و در گوش میکنی

هر قصه می‌نیوشی و در گوش میکنی پیمان ما چه شد که فراموش میکنی؟ این سخت گفتنت همه با من ز بهر چیست؟ چون من…

Continue Reading...