خیز و کار رفتنت را ساز ده

خیز و کار رفتنت را ساز ده همرهان خویش را آواز ده مرغ گل را در زمین پوشیده‌دار مرغ دل را در فلک پرواز ده…

Continue Reading...

حال دل پیش تو گفتم، که تو یارم باشی

حال دل پیش تو گفتم، که تو یارم باشی نه بدان تا تو به آشفتن کارم باشی من که سوزنده چو شمعم خود ازین غصه…

Continue Reading...

چون قد تو در چمن نباشد

چون قد تو در چمن نباشد چون روی تو یاسمن نباشد اندر همه تنگهای شکر شیرین تر از آن دهن نباشد ای باغ، مشو غلط…

Continue Reading...

چو آتشست به گرمی هوای تابستان

چو آتشست به گرمی هوای تابستان بده دو کاسه ازان آب لعل، یا بستان هوای عشق و هوای می و هوای تموز سه آتشند، که…

Continue Reading...

جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من،

جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من، عاشقم، وز من بپوشانید رخ چندان که من، در غمش دیوانه گشتم، بی رخش مجنون شدم…

Continue Reading...

جان را ستیزهٔ تو ندارد نهایتی

جان را ستیزهٔ تو ندارد نهایتی خوبان جفا کنند ولی تا به غایتی سنگین دلی، و گرنه چنین درد سینه سوز در سینهٔ تو نیز…

Continue Reading...

تن به تو دادم، دل و جانش مبر

تن به تو دادم، دل و جانش مبر دل برت آمد، ز جهانش مبر از دل من گرچه گرو می‌بری اول بازیست، روانش مبر دشمن…

Continue Reading...

تا کی به در تو سوکوار آیم؟

تا کی به در تو سوکوار آیم؟ در کوی تو مستمند و زار آیم؟ گر کار مرا تو غم رسی روزی غم نیست، که عاقبت…

Continue Reading...

تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایم

تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایم خانهٔ عقل به یک بار برانداخته‌ایم بر دل ما دگر آن یار کمان ابرو تیر گو مینداز، که…

Continue Reading...

بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب

بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب برون نمی‌رود آن صورت از خیال امشب به حکم آنکه ندارم حضور بی‌رخ دوست مرا نماز…

Continue Reading...