عشق نورزیده بود جان سبکبار من

عشق نورزیده بود جان سبکبار من بر تو مرا فتنه کرد این دل بی‌کار من گر خبر از درد من نیست ترا، در نگر تا…

Continue Reading...

عارت آمد که دمی قصهٔ ما گوش کنی؟

عارت آمد که دمی قصهٔ ما گوش کنی؟ قصهٔ غصه این بی‌سر و پا گوش کنی؟ پادشاهی تو، ازین عیب نباشد که دمی حال درویش…

Continue Reading...

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا سر من بر آستان سر کوی یار بادا دلش ارچه با دل من به وفا یکی…

Continue Reading...

سلام علیک، ای نسیم صبا

سلام علیک، ای نسیم صبا به لطف از کجا می‌رسی؟ مرحبا نشانی ز بلقیس، اگر کرده‌ای چو مرغ سلیمان گذر بر سبا نسیمی بیاور ز…

Continue Reading...

سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش

سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش ماه را ماند که می‌تابد همی نور از رخش این پریوش را اگر فردا به فردوس…

Continue Reading...

زمانی خاطرم خوش کن به وصل روی گل رنگت

زمانی خاطرم خوش کن به وصل روی گل رنگت که دل تنگم ز سودای دهان کوچک تنگت از آن چون مهر زر دایم فرو بستست…

Continue Reading...

ز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم

ز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم خیال روی تو در چشم در فشان دارم تو آب دیدهٔ پیدا بهل، که…

Continue Reading...

روزه‌داران را هلال عید ابروی شماست

روزه‌داران را هلال عید ابروی شماست شب نشینان را چراغ از پرتو روی شماست ماه زنگی نسبت رومی رخ شاهی نسب بنده آن چشم ترک…

Continue Reading...

رخ باز نهادم به سماوات الهی

رخ باز نهادم به سماوات الهی تا بر سر گردون بزنم نوبت شاهی رخت و خر خود را همه بگذاشتم اینجا چون یار مسیحم، بسم…

Continue Reading...

دوش بی‌روی تو باغ عیش را آبی نبود

دوش بی‌روی تو باغ عیش را آبی نبود مرغ و ماهی خواب کردند و مرا خوابی نبود در کتاب طالع شوریده می‌کردم نظر بهتر از…

Continue Reading...