ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من

ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من گر دست اوفتاده نگیری تو، وای من! نای دلم مگیر به چنگ جفا چنین کز چنگ محنت…

Continue Reading...

آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود

آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود میلش به دیدن گل و سوسن چرا بود؟ سرو و سمن به قد تو مانند و…

Continue Reading...

آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای

آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای مشک ختاست، گر چه صوابش نبشته‌ای هر نامهٔ جمال که در باب حسن تست زان خط مشک رنگ…

Continue Reading...

آمد بهار، خیمه بزن بر کنار جوی

آمد بهار، خیمه بزن بر کنار جوی بر دوست کن کنار وز دشمن کنار جوی می‌چار فصل عیش فزاید، به می‌گرای گل پنج روز بیش…

Continue Reading...

از غمزه تیر سازی و ز ابرو کمان کنی

از غمزه تیر سازی و ز ابرو کمان کنی تا من چو نام بوسه برم قصد جان کنی گر یک نظر به جان بخریم از…

Continue Reading...

وصف روی آن پسر خواهیم کرد

وصف روی آن پسر خواهیم کرد خدمت زلفش به سر خواهیم کرد جای او را جان خود خواهیم ساخت هر چه هست از دل به…

Continue Reading...

هزار بار بگفتم که به ز جان عزیزی

هزار بار بگفتم که به ز جان عزیزی اگر چه خون دل من هزار بار بریزی مرا سریست کزان خاک آستانه نریزم اگر تو بر…

Continue Reading...

هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید

هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید به سرش سایهٔ اقبال و ظفر باز آید کور اگر خاک سر کوی تو درد دیده…

Continue Reading...

نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟

نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟ هر دم ز عشق ناله بسانی همی کند او را همی زنند به صد دست در…

Continue Reading...

نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم

نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم اگر دردت رها کردی که من درمان خود سازم مکن جور، ای بت سرکش، مزن در جان من…

Continue Reading...