خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم

خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم رستم ز خودی، رخ به خدا کردم و رفتم آن نفس به همی، که گرفتار…

Continue Reading...

حسن خوبان عزیز چندانست

حسن خوبان عزیز چندانست که رخ یوسفم به زندانست باش، تا او به تخت مصر آید که بخندد لبی که خندانست بگذارد ز دل زلیخا…

Continue Reading...

چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی

چون فتنه شدم بر رخت، ای حور بهشتی رفتی و مرا در غم خود زار بهشتی با دست تو من پای فشارم به چه قوت؟…

Continue Reading...

چو آشفته دیدی که شد کار ما

چو آشفته دیدی که شد کار ما نگشتی دگر گرد بازار ما میزار ما را، که کار خطاست دلیری نمودن به آزار ما به فریاد…

Continue Reading...

جهان از باد نوروزی جوان شد

جهان از باد نوروزی جوان شد زمین در سایهٔ سنبل نهان شد قیامت می‌کند بلبل سحرگاه مگر گل فتنهٔ آخر زمان شد؟ ز رنگ سبزه…

Continue Reading...

ثوابست پرسیدن خسته‌ای

ثوابست پرسیدن خسته‌ای که دور افتد از وصل پیوسته‌ای سواران چابک سرد، گردمی بسازند با پای آهسته‌ای نمی‌دانم از زورمندان درست جلادت نمودن بر اشکسته‌ای…

Continue Reading...

تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟

تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟ که ما را می‌رسد رندی و بی‌باکی و قلاشی بدین ریش تراشیده قلندر کی شوی؟…

Continue Reading...

تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت

تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت باور مکن که هیچ دلی گرد هوش گشت برخاستی که زهر جدایی دهی بما بنشین، که آن به…

Continue Reading...

پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست

پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست آن سرو لاله چهره، که در غنچهٔ قباست خلقی، چو طرف، بر کمرش بسته‌اند دل وین دولت…

Continue Reading...

بید بشکفت و گل به بار آمد

بید بشکفت و گل به بار آمد لاله بر طرف جویبار آمد گربهٔ بید بر دریچهٔ شاخ پنجه بگشود و در شکار آمد علم خسرو…

Continue Reading...