سر عشق از خرد برون باشد

سر عشق از خرد برون باشد عشق را پیشرو جنون باشد چند گویی که عشق بدبختیست؟ پس تو پنداشتی که چون باشد؟ گر تو بر…

Continue Reading...

زهی! شب نسخه‌ای از زلف و خالت

زهی! شب نسخه‌ای از زلف و خالت تراز کسوت خوبی جمالت حروف نقش چین را نسخه کرده مسلسل گشتن زلف چو دالت به نام ایزد،…

Continue Reading...

ز عشقت روز اول من به شهر اندر ندی کردم

ز عشقت روز اول من به شهر اندر ندی کردم به آخر چون در افتادم سر خود را فدی کردم به خاکم چون رسی، شاید…

Continue Reading...

روی در پرده و از پرده برون می‌نگری

روی در پرده و از پرده برون می‌نگری پرده‌بردار، که داریم سر پرده‌دری خلق بر ظاهر حسن تو سخنها گویند خود ندانند که از کوی…

Continue Reading...

رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت

رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت آتشم در جگر خسته شد و زار بسوخت بنشستم که نویسم سخن عشق و ز دل شعله‌ای…

Continue Reading...

دولت ز در باز آمدی ما را پس از بی‌دولتی

دولت ز در باز آمدی ما را پس از بی‌دولتی گر رخ نمودی ترک ما «بعداللتیا واللتی» می‌زیبد او را سلطنت، زیرا که پیش درگهش…

Continue Reading...

دلی، که میل به دیدار دوستان دارد

دلی، که میل به دیدار دوستان دارد فراغتی ز گل و باغ و بوستان دارد کدام لاله به روی تو ماند؟ ای دلبند کدام سرو…

Continue Reading...

دلبران جمله غلام لب چون نوش تواند

دلبران جمله غلام لب چون نوش تواند بندهٔ حلقهٔ زلفین و بنا گوش تواند وانکه بردند به گردون ز کله داری سر هم کمر بستهٔ…

Continue Reading...

دل خود را به دیدار تو حاجت‌مند میدانم

دل خود را به دیدار تو حاجت‌مند میدانم غم هجر تو بنیادم بخواهد کند، میدانم مرا گویی سر خود گیر و پایم بسته‌ای محکم عظیم…

Continue Reading...

دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم

دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم دل من دوست ندارد که کسی بر تو گزینم گر چه با من نفسی…

Continue Reading...