آن زلف چو نافهٔ تتاری بنگر

آن زلف چو نافهٔ تتاری بنگر و آن خط چو سبزهٔ بهاری بنگر بر گرد دهان همچو انگشتریش زنگی بچه را سواد کاری بنگر

Continue Reading...

آب ار چه به هر گوشه کند جنبش و رای

آب ار چه به هر گوشه کند جنبش و رای بر صحن سرایت به سر آمد، نه به پای چندان که به گرد خویش بر…

Continue Reading...

هر لحظه به آیین وفا رای کنم

هر لحظه به آیین وفا رای کنم خواهم که سر اندر کف آن پای کنم آن خال که بر گوشهٔ چشمست ترا نوریست که بر…

Continue Reading...

گه وسمه بر ابروی سیاه اندازی

گه وسمه بر ابروی سیاه اندازی گه زلف بر آن روی چو ماه اندازی اینها همه از چه؟ تا به بازی دل من خوش بر…

Continue Reading...

گر جور کنی نیاورم دل ز تو باز

گر جور کنی نیاورم دل ز تو باز ور ناز کنی به جان پذیرم ز تو ناز چون بنده نپیچد ز خداوندان سر وانگاه خداوند…

Continue Reading...

ساقی، بده آن باده، زبانم بشکن

ساقی، بده آن باده، زبانم بشکن وز باده خمار سر و جانم بشکن پیشانی توبه را شکستم ز لبت گر توبه کنم دگر دهانم بشکن

Continue Reading...

رفتم بر آن شمع چگل مست امروز

رفتم بر آن شمع چگل مست امروز گفتم که مرا با تو سری هست امروز گفتم که ز غصه کی رهد؟ دل گفتا حالی دلت…

Continue Reading...

در عالم کج نهاد پر پیچ و خمش

در عالم کج نهاد پر پیچ و خمش یک چیز طلب می‌کنم از بیش و کمش یا معشوقی که وصل او باشد خاص یا ممدوحی…

Continue Reading...

حسنی که تو، ای نگار، داری بردست

حسنی که تو، ای نگار، داری بردست آن نقش چرا همی نگاری بردست؟ ساعد به سر آستین همی پوش، از آنک تو میگیری سیاه کاری…

Continue Reading...

تا چند گریزم و به نازم خوانی؟

تا چند گریزم و به نازم خوانی؟ من فاش گریزم و به رازم خوانی بس دست خجالت چو مگس بر سر خود خواهم زدن آن…

Continue Reading...