رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست

رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست یعنی طبیب خسته دلان جز حبیب نیست تنها نه ما وظیفهٔ انعام می خوریم از خوان رحمت تو…

Continue Reading...

دلا به دست هوس تار زلف یار مکش

دلا به دست هوس تار زلف یار مکش در او مپیچ و بلا را به اختیار مکش که فتنه یی ست به هر تاب طرّهٔ…

Continue Reading...

در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند

در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسند صفت قدّ تو می گفت به آواز بلند تا نیِ قند به یاقوت لبت لافی زد دست…

Continue Reading...

چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد

چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد ز خاک لالهٔ رعنا به کف ایاغ برآمد ندید نرگس صاحب نظر ز روی لطافت نظیر روی…

Continue Reading...

تاب رویت به فروغ مه تابان ماند

تاب رویت به فروغ مه تابان ماند سر زلفت به شب تیرهٔ هجران ماند گر به این قامت و رخسار به گلزار آیی سرو پا…

Continue Reading...

تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد

تا زلف تو دلم را پا بستهٔ بلا کرد سرو قدت به شوخی صد فتنه در هوا کرد روزی که عاشقان را تقسیم رزق کردند…

Continue Reading...

تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید

تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید مرغ جان را دل سوی دام بلا خواهد کشید گفتم از دل بیش از این زلفش…

Continue Reading...

تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد

تا بر بیاض رویت خطّ سیه برآمد از نامهٔ محبّان نام گنه برآمد گو طرّهٔ را مبُر سر اکنون که رخ نمودی فکر از درازی…

Continue Reading...

باز از قدم گل چمن پیر جوان شد

باز از قدم گل چمن پیر جوان شد وز زلف سمن باد صبا مشک‌فشان شد تا عرضه دهد پیش قدت بندگی خویش سر تا به…

Continue Reading...

ای مهر تو انیس دل ناتوان من

ای مهر تو انیس دل ناتوان من ذکر لب و دهان تو ورد زبان من تا نام تو شنید و نشان تویافت دل دیگر اثر…

Continue Reading...