تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد

تا خرد خیمه سوی عالم جسمانی زد عشق در کشور جان رایت سلطانی زد طرّهٔ زلف بتان حلقهٔ رسوایی شد کافر چشم بتان راه مسلمانی…

Continue Reading...

بیش از این مپسند در زاری منِ درویش را

بیش از این مپسند در زاری منِ درویش را پادشاهی رحمتی فرما گدای خویش را چارهٔ درد دل ما را که داند جز غمت غیر…

Continue Reading...

باز آی که خلوتگه جانم حرم توست

باز آی که خلوتگه جانم حرم توست زیرا که تو شمعی و صفا در قدم توست امیّد قبولِ همه بر حاصل خویش است بی حاصلی…

Continue Reading...

ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری

ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری لبت از قند گرو برده به شیرین کاری عادت غمزهٔ خونریز تو عاشق کشتن شیوهٔ نرگس دلجوی…

Continue Reading...

ای به حُسن آفتاب چاکر تو

ای به حُسن آفتاب چاکر تو کیست مه تا شود برابر تو گرنه چشم تو ساحرست چرا عالم حُسن شد مسخّر تو ای سرشک آب…

Continue Reading...

آن دم ایاز خاص به مقصود می‌رسد

آن دم ایاز خاص به مقصود می‌رسد کز بندگی به خدمت محمود می‌رسد ناموس چون محاب ده کوی وحدت است زاین عقبه هرکه می‌گذرد زود…

Continue Reading...

آزاد بنده‌ای که قبول دلی شود

آزاد بنده‌ای که قبول دلی شود خرّم دلی که خاک ره مقبلی شود ناچار هرکه در خط فرمان کاملی ست روزی به یمن همّت او…

Continue Reading...