مرا در بزم رندان جرعه نوشی

مرا در بزم رندان جرعه نوشی به از سودای زهد و خود فروشی تو در پرده از آن همرازی ای عود که چون نی راز…

Continue Reading...

ما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب

ما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب بر رخت حق نظر داریم و می‌پوشد نقاب صورتت هرجا که ظاهر می‌کند فتوایِ حسن…

Continue Reading...

گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید

گهی به پای تو جانم سرِ نیاز کشید که دست از هوس کار غیر باز کشید دلم ز شیوهٔ چشمت ندید مردمی ئی به غیر…

Continue Reading...

گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است

گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است بی دهانت آب خضر از جانب او با لب است تا پدید آمد ز رویت زلف…

Continue Reading...

گر ای دل بر طریق عذرخواهی

گر ای دل بر طریق عذرخواهی به راهش سر نهادی سر به راهی کسی قدر رخ و زلفت شناسد که بشناسد سفیدی از سیاهی که…

Continue Reading...

کس نیست که کار ما برآرد

کس نیست که کار ما برآرد کار همه را خدا برآرد خاک رهش ای سرشگ گِل ساز تا یار در جفا برآرد ز آن پیش…

Continue Reading...

شمع رویت را چراغ آسمان پروانه‌ای‌ست

شمع رویت را چراغ آسمان پروانه‌ای‌ست قصّه یوسف به عهد حسن تو افسانه‌ای‌ست یادِ لیلی گر کند مجنون به دور عارضت دار معذورش بدین معنی…

Continue Reading...

زهی تیره از زلف تو روز، شام

زهی تیره از زلف تو روز، شام به روی تو دعویّ مه ناتمام چو نسبت ندارد به زلف تو مشگ چرا می پزد عود سودای…

Continue Reading...

دلم جز با غمت خرّم نباشد

دلم جز با غمت خرّم نباشد دوای ریش جز مرهم نباشد اگر شبهای تنهایی رفیقم غمِ روی تو باشد غم نباشد تویی مقصودم از جان…

Continue Reading...

دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش

دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش دلقِ صورت کرد رهن می فروش عیب خرقه گفتن از نامردمی ست دولت رندی که باشد عیب…

Continue Reading...