دلا بنیاد جان را محکمی نیست

دلا بنیاد جان را محکمی نیست در او جز غم اساس خرّمی نیست چه پوشم راز دل از تو چو هرگز میان ما و تو…

Continue Reading...

در چمن سبزهٔ سیراب به هرجا که رسید

در چمن سبزهٔ سیراب به هرجا که رسید ماند بربوی خط سبز تو چندان که دمید آب دوش از هوس عارض و قدّت همه شب…

Continue Reading...

چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش

چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش خرمن پندار ما را سوخت برق غیرتش پایهٔ اقبال بالا از علوّ همّت است هرکه را این پایه…

Continue Reading...

تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد

تابِ رویت رونق خورشید عالم‌تاب برد خندهٔ لعل تو آب گوهر سیراب برد از شب زلف تو شد افسانهٔ بختم دراز نرگس مست تو را…

Continue Reading...

تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسد

تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسد بر سر راه آرزو منتظریم تا رسد گر کششی نباشد از جاذبهٔ عنایتش در طلب وصال او…

Continue Reading...

تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست

تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست گنج تحقیق هدایت به دل آگه ماست ما نه اکنون ز مقیمان خرابات غمیم دیر باز است…

Continue Reading...

پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است

پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است شاهی که شد گدایِ تو صاحب ولایت است ای تا جور شکسته دلان را عزیز دار کز پادشه…

Continue Reading...

باز این دل خود کام به فرمان کسی شد

باز این دل خود کام به فرمان کسی شد شهباز جهانگرد اسیر قفسی شد از سر هوس روی نکو کم شده بودم ناگاه رخت دیدم…

Continue Reading...

ای لبت کام دل بی‌سروسامانی چند

ای لبت کام دل بی‌سروسامانی چند کاکلت حلقهٔ سودای پریشانی چند کوکب سعدی و منظور سبک روحانی قدر وصل تو چه دانند گران جانی چند…

Continue Reading...

ای بی‌خبر از محنت و شاد از الم ما

ای بی‌خبر از محنت و شاد از الم ما ما را غم تو کُشت و تو را نیست غم ما آن کیست که چون شمع…

Continue Reading...