تا چند بنفس خویش بیداد کنیم

تا چند بنفس خویش بیداد کنیم خود را بزوال عقل دلشاد کنیم نخلی که بدان بهشت سر سبز شود از پا فگنیم و دوزخ آباد…

Continue Reading...

هر دم چو فلک بوضع دیگر گردد

هر دم چو فلک بوضع دیگر گردد کام دل ازو کجا میسر گردد صد دور کند بکام خود سیر ولی چون دور مراد ما رسد…

Continue Reading...

تا خار کند نزاع همسنگی گل

تا خار کند نزاع همسنگی گل زایل نشود ز غنچه دلتنگی گل مادام که در حجاب نشوست و نما ظاهر نشود کمال یکرنگی گل

Continue Reading...

یا رب سببی که آب حسرت نخورم

یا رب سببی که آب حسرت نخورم وز جام هوس شراب غفلت نخورم از نعمت معرفت غنی ساز مرا تا نان خسان بزهر منت نخورم

Continue Reading...

تا از صفت وجود فانی نشوی

تا از صفت وجود فانی نشوی باقی بجمال جاودانی نشوی در دفع دویی کوش که در طور وفا محجوب جواب لن ترانی نشوی

Continue Reading...

می نوش که شد چمن زر افشان ز خزان

می نوش که شد چمن زر افشان ز خزان رخ چون گل آتشین کن از آب رزان کز خاک بسی سرو و قد لاله عذار…

Continue Reading...

تا از نظرم نهفته یی همچو پری

تا از نظرم نهفته یی همچو پری دیوانه شدم ز غایت در بدری گر بیخبر آمدم بکوی تو مرنج کز خود خبرم نبود از بیخبری

Continue Reading...

منت که رسیدیم بکام دل ازو

منت که رسیدیم بکام دل ازو حل گشت بما جهان جهان مشکل ازو بنگر که چه سهو کرده باشیم همه معشوق چنین بما و ما…

Continue Reading...

تا جان ترا فنا میسر نشود

تا جان ترا فنا میسر نشود از نور بقا دلت منور نشود یکرو شوو یکجهت که انوار خدا در اینه ی دو رو مصور نشود

Continue Reading...

من کیستم آتش بدل افروخته یی

من کیستم آتش بدل افروخته یی وز شعله ی عشق آتش اندوخته یی در مهر و وفا چو سنگ آتش برگم باشد که رسم بصحبت…

Continue Reading...