غمت خوردم که روزی با تو چون گل هم‌نفس باشم

غمت خوردم که روزی با تو چون گل هم‌نفس باشم نه چون وقت گل آید در شمار خار و خس باشم مرا از سوختن شد…

Continue Reading...

طبیبم دید و درمانم ندانست

طبیبم دید و درمانم ندانست دوای درد پنهانم ندانست بوصلم مژده داد اخترشناسی ولیکن آفت جانم ندانست چه آتش بود رو آورد در من که…

Continue Reading...

شبها گذشت و چشم من یک لحظه آرامی ندید

شبها گذشت و چشم من یک لحظه آرامی ندید بی گریه صبحی دم نزد بی خون دل شامی ندید یکشب سر شوریده ام سامان بالینی…

Continue Reading...

سرشک لعل من حاصل گل آزار می‌آرد

سرشک لعل من حاصل گل آزار می‌آرد گهر می‌ریزم و سنگ ملامت بار می‌آرد شکست از دیدهٔ بدخورد جامم این سزای او که صحبت را…

Continue Reading...

زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را

زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را فروغ از لمعه ی مهر رخت شمع الهی را زشوق لاله ی روی تو دارم آتشی در…

Continue Reading...

روزی که در دلم عشق تو خانه ساخت

روزی که در دلم عشق تو خانه ساخت سیل بلا بخانه ی صبرم روانه ساخت نقاش قدرت آن رخ عابد فریب را آشوب روزگار و…

Continue Reading...

دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام

دیده را فرش حریم حرمت ساخته ام مردم دیده طفیل قدمت ساخته ام اینکه از وصل توام غنچه ی امید شکفت گل آنست که با…

Continue Reading...

دلم که همره آن مه چو ابر چست شود

دلم که همره آن مه چو ابر چست شود گذار تا برود آن قدر که سست شود ندیده دامن پاک تو مهر و ماه هنوز…

Continue Reading...

دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست

دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست گر خود عنایتی نکنی کار مشکلست میخانه یی برون ندهد این شراب تلخ کمتر که شرح مسئله بسیار مشکلست…

Continue Reading...

در تن سوخته چندانکه نفس می گنجد

در تن سوخته چندانکه نفس می گنجد جان بیاد تو درین تنگ قفس می گنجد در دل تنگ من ای شمع سراپرده ی جان جز…

Continue Reading...