غزلیات بابا فغانی
هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس
هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس دولتی کان هست باقی دولت عشقست و بس مرغ دل تا دام زلف و دانه ی خال…
هر گه فسانه من مجنون هوس کنی
هر گه فسانه من مجنون هوس کنی نشنیده یی هزار یکی از چه بس کنی زینسان که گوشت از صفت حسن خود پرست مشکل بود…
نه خیال غنچه بندم نه به گل کنم نظاره
نه خیال غنچه بندم نه به گل کنم نظاره که مرا دلی فگار و جگریست پاره پاره من و آفتاب رویت که به خلوت سعادت…
میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید
میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید زان شکل آنچه می کشدم آن نگه کنید ناگه سیاستی بنماید غیور من گفتم هزار بار که پنهان…
من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافت
من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافت پنهان نتوان دید و عیانش نتوان یافت گنجی که ازان کون و مکانست بفریاد فریاد که در…
مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید
مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید الهی دشمن جان ترا این روز پیش آید دلم مشکین غزالی برد و میگردم من بیدل…
ماه رخسار تو آیینه ی مقصود منست
ماه رخسار تو آیینه ی مقصود منست دانه ی خال برو اختر مسعود منست شب که بی لعل تو می می کشم از ساغر چشم…
ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم
ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم آب از کنار چشمه ی خورشید خورده ایم شاهانه مجلسی طلب و ساقیی که ما می در…
گشود چاک گریبان که یاسمین اینست
گشود چاک گریبان که یاسمین اینست نمود ساعد و گفتا در آستین اینست من از حلاوت خطش کنایتی گفتم لبش بخنده در آمد که انگبین…
که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ ترا
که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ ترا که داد زیب دگر سرو لاله رنگ ترا مصوری که جمال تو دید حیران ماند چو در…





