تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود

تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود از تماشا سیر نتوان شد مگر پنهان بود باز وقت آمد که هر کس با حریف…

Continue Reading...

بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام

بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام یاد از شمع رخت کرده ام و سوخته ام چاک خواهد شدن آخر دل من همچو انار زین…

Continue Reading...

به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را

به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را چو بود غم تو در دل ز طرب چه سود ما را بنما رخ و هماندان که نماند…

Continue Reading...

برغم من بحریفان می شبانه مکش

برغم من بحریفان می شبانه مکش مسوز جان من و آه عاشقانه مکش گذار تا بروم گرد بازی اسبت هوای ره مکن ایشوخ و تازیانه…

Continue Reading...

باز آن مه در سمند ناز در جولان شده

باز آن مه در سمند ناز در جولان شده فتنه را سر کرده و سر فتنه ی دوران شده تا صف خوبان شهر آشوب را…

Continue Reading...

ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر

ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر در خون ز ترکتاز تو هر سو دلی دگر شب نیست کز فروغ تو ای شمع انجمن پروانه…

Continue Reading...

ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی

ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی وی در دل هر ذره ز مژگان تو راهی هر چند که گریان ترم از ابر بهاری در…

Continue Reading...

آنی که از تو حرف جفا می توان شنید

آنی که از تو حرف جفا می توان شنید دردت کشم که نام دوا می توان شنید قدت بلند باد که بر نخل حسن تست…

Continue Reading...

امروز اگر می بمن آن لب نرساند

امروز اگر می بمن آن لب نرساند پیداست که مخمور تو تا شب نرساند نظاره ی جولان توام کی برد از هوش گر این طرفت…

Continue Reading...

از کعبه عزم دیر برون از طریق بود

از کعبه عزم دیر برون از طریق بود آیا چه چاره چون دل گمره رفیق بود همچون فرشته از در میخانه بازگشت عقلم که دیرساله…

Continue Reading...