نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی

نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی من و جلوهای نازت که تو خود برای نازی سر قامت تو گردم که بلند همتان…

Continue Reading...

می خواه اضطراب برای چه می کنی

می خواه اضطراب برای چه می کنی جامی بکش حجاب برای چه می کنی اکنون که من خرابتر از دیگران شدم پرهیز از شراب برای…

Continue Reading...

من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب

من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب بخواهم سوخت زین آتش که دارم در جگر امشب برا از قید تن ای…

Continue Reading...

مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ

مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ چه سود آنکه درآرم بپیشگاه چراغ خراب کوی مغانم که نیمشب چو روم مهی ز هر طرف…

Continue Reading...

ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند

ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند صد نیزه در حوالی ما نور شد بلند گلبانک میفروش بدردی کشان رسید پنداشتی که زمزمه ی…

Continue Reading...

لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد

لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد شمع رویت شعله بر خورشید عالمتاب زد دید در محراب نقش طاق ابرویت امام شد دلش بیتاب…

Continue Reading...

گر می‌روم نزدیک او شوق وصالم می‌کشد

گر می‌روم نزدیک او شوق وصالم می‌کشد ور می‌نشینم گوشه‌ای تنها خیالم می‌کشد بی‌شمع خود گر می‌روم در کنج تنهایی شبی گه غصه خونم می‌خورد…

Continue Reading...

کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید

کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید خوش آنکه در صف مستان نشست و جام کشید دلم که جام نگون داشت سالها چو حباب…

Continue Reading...

غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست

غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست نداشت صحبت و با هیچ همنشین ننشست نه مرغ بر سر من مور نیز خانه گرفت کسی…

Continue Reading...

صوفی ز کعبه رو به خرابات کرده‌ای

صوفی ز کعبه رو به خرابات کرده‌ای نیک آمدی بیا که کرامات کرده‌ای صنعت مکن که هر دو گرفتار یک دریم ما آه و ناله…

Continue Reading...