خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست

خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست بسیار شیوه هست بتان را که نام نیست کامی ندید از تو دل نامراد من جایی که…

Continue Reading...

خدا را صاف کن با ما دل بی‌کینهٔ خود را

خدا را صاف کن با ما دل بی‌کینهٔ خود را مدار از خاکساران در غبار آیینهٔ خود را دلم گنجینهٔ راز است و بر لب…

Continue Reading...

چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد

چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد نهفته روی نکویت نگاه نتوان کرد ازین شراب که در کار عاشقان کردی دگر بجام و سبویت…

Continue Reading...

چشمم ز گرد آن کف پا یاد می کند

چشمم ز گرد آن کف پا یاد می کند می گرید و نسیم صبا یاد می کند در آتشم ز حسرت روز شکار تو این…

Continue Reading...

تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی

تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی ببویی قانع از آن خاک مشک افشان شوم روزی همان دل مرده ام گر با…

Continue Reading...

تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست

تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست ملزم شویم گر نظرت در شکست ماست گردون که صبح و شام می از جام زر دهد…

Continue Reading...

بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم

بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم کامی از آن عذار و لب ساده چون کشم جانی که در ریاضت حاجت تمام سوخت پیش تو…

Continue Reading...

به حالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم

به حالی بس عجب شب زان جوان سرخوش افتادم شد او با صد چراغ از پیش و من در آتش افتادم به حال مرگ بودم…

Continue Reading...

برون خرام و قدم نه رکاب زرین را

برون خرام و قدم نه رکاب زرین را نگارخانه ی چین ساز خانه ی زین را بپابوس تو دست از وجود خود شستم نثار، جوهر…

Continue Reading...

باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر

باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر وز ناله در هر کشوری افگنده غوغای دگر از شمع دولتخانه‌ای سوزم به هر کاشانه‌ای هر لحظه…

Continue Reading...