بمجلسی که تویی می دگر نمی گنجد

بمجلسی که تویی می دگر نمی گنجد چه جای می که گلاب و شکر نمی گنجد بنوش از دل عاشق میی که می خواهی که…

Continue Reading...

بته رسید قدح ساقیا شراب رسان

بته رسید قدح ساقیا شراب رسان اگر حریف منی آب را به آب رسان بحق جام جم و آب خضر ای ساقی که جرعه یی…

Continue Reading...

با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت

با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت صحبتم تلخ از جفای آن شکر لب چون گذشت چون توان گفتن که از دل گرمی…

Continue Reading...

ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم

ای غنچه تو چشمه ی نوش و نبات هم لعل لب تو آتش و آب حیات هم پروانه ی چراغ تو دارد شب وصال نور…

Continue Reading...

ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌ها

ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌ها شب‌ها در انتظار تو سوزم چراغ‌ها بس روی آتشین که به یادت به خاک ماند چون برگ‌های…

Continue Reading...

آنرا که قدم در رَه صاحبنظرانست

آنرا که قدم در رَه صاحبنظرانست از هرچه کند قطع نظر خیر در آن است غافل مشو از حال خود ای رِند خرابات یعنی نگران…

Continue Reading...

التفات چشم آن مشکین‌غزالم می‌کشد

التفات چشم آن مشکین‌غزالم می‌کشد مردمی‌ها می‌کند کز انفعالم می‌کشد گرچه آزادم ز قید دانه و دام هوس شوق دام و دانهٔ آن زلف و…

Continue Reading...

از جان من حکایت جانان من بپرس

از جان من حکایت جانان من بپرس غافل چه داند این سخن از جان من بپرس هر قطره ی زبون نشود در شب چراغ این…

Continue Reading...

وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت

وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت چون بگذرد خزان که بهارم چنان گذشت زین انجمن چه دید که بیرون نمی رود دیوانه یی…

Continue Reading...

هر نفس نالد گرفتاری بعشق نوگلی

هر نفس نالد گرفتاری بعشق نوگلی نیست خالی یکدم این باغ از نوای بلبلی بستهٔ زنجیر لیلی بود مجنون سال‌ها من گرفتارم کنون در دام…

Continue Reading...