نتوانم که بینم از دورش

نتوانم که بینم از دورش آه از شرم چشم مخمورش نیست در شهر کس که عاشق نیست چه بلا گشت حسن مشهورش این چراغ از…

Continue Reading...

منم دل پریشان چه در طرب گشایم

منم دل پریشان چه در طرب گشایم چو غمت نمی گذارد که بخنده لب گشایم حذر از شکایت من که بود تمام آتش ز دل…

Continue Reading...

مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کن

مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کن چراغ گلخن از داغ دل دیوانه روشن کن برون آ سرو من امشب چراغ حسن بر…

Continue Reading...

مجاوران سر کوی یار سر بخشند

مجاوران سر کوی یار سر بخشند خورند زهر و بخلق خدا شکر بخشند چه جای باده ی لعل و مفرح یاقوت دران مقام که احباب…

Continue Reading...

ما سینه را ز جور تو غافل شکافتیم

ما سینه را ز جور تو غافل شکافتیم آهی زدیم و آبله ی دل شکافتیم لیلی نمینمود رخ از غایت غرور مجنون شدیم و دامن…

Continue Reading...

گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت

گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت گلزار حسنت از نظر پاک من شکفت خون می چکد ز داغ دل لاله در چمن…

Continue Reading...

گاهی عتاب و گاه ترحم نموده‌‌ای

گاهی عتاب و گاه ترحم نموده‌‌ای گه زهر چشم و گاه تبسم نموده‌ای با اهل درد جور و جفا کرده‌ای به ناز مهر و وفا…

Continue Reading...

فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش

فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش که باد خاک قدم صد نگارخانه ی چینش تبارک الله از آن آب و رنگ خاتم…

Continue Reading...

عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو

عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو چنانکه از ورق گل چکد گلاب فرو خطت چو سنبل مشگین بود سحرخیزی گرفته هر طرفش نور آفتاب…

Continue Reading...

شکسته شد دل و شادست جان خستهٔ ما

شکسته شد دل و شادست جان خستهٔ ما که یار نیست جدا از دل شکستهٔ ما چو روز حشر برآریم سر ز خواب اجل به…

Continue Reading...