شدم از بسکه سخنور سخن از يادم رفت

شدم از بسکه سخنور سخن از يادم رفت عمر بگذشت به غربت، وطن از يادم رفت بر دلم نيست کنون خواهش گلگشت چمن آبشار و…

Continue Reading...

ز بیداد نکورویان مریض بستر عشقم

ز بیداد نکورویان مریض بستر عشقم خراب و خسته و رنجور و زار و لاغر عشقم حساب درد شبهای جدایی پاک می گردد اگر گردد…

Continue Reading...

دمي كه از سر كويت روانه ميگردم

دمي كه از سر كويت روانه ميگردم بگريه و به فغان سوی خانه ميگردم هزار شكر كه استم گدای درگۀ عشق به حشمت و به…

Continue Reading...

داغ های سينه ام از سنگ طفلان بوده است

داغ های سينه ام از سنگ طفلان بوده است درد پهلوی من از چوب رقيبان بوده است گاهگاهی ياد می سازد فراموشی مرا آشنای باوفايم…

Continue Reading...

جان به لب آمده و نیست بسر هیچ کسم

جان به لب آمده و نیست بسر هیچ کسم می برآید نفسم زود بیا ای نفسم می نمایی ز چه رو بهر چه آزاد مرا…

Continue Reading...

تا دل به چين کاکل يار آشيانه ساخت

تا دل به چين کاکل يار آشيانه ساخت خود را هزار پاره بمانند شانه ساخت آن شوخ جای غير مگر وعده دار بود کز پيش…

Continue Reading...

بهر قتلم حاجت ابروی شمشير تو نيست

بهر قتلم حاجت ابروی شمشير تو نيست يک نگاه دلفريبت می کند کار مرا بی وقارم پيش چشم از خود و بيگانه ساخت بر زمين…

Continue Reading...

باز امشب دوستان خواب پریشان دیده ام

باز امشب دوستان خواب پریشان دیده ام خویش را زنجیر پیچ زلف جانان دیده ام شش جهت امشب به چشم من چراغان می خورد قطره…

Continue Reading...

ای دلربا چرا دلت از ما گرفته است

ای دلربا چرا دلت از ما گرفته است در پهلويت رقيب مگر جا گرفته است از درد هجر حلقهٔ در گشت پيکرم تا آن جوان…

Continue Reading...

از رويت ای نکورو اين آبرو نريزد

از رويت ای نکورو اين آبرو نريزد از کاکلت اللهی يک تار مو نريزد لبهای باده نوشان خشکست ای حريفان از شيشه تا به ساغر…

Continue Reading...