غلام نبی عشقری
چرا بسيار کاهش می کنی يار
چرا بسيار کاهش می کنی يار بفرما هرچه خواهش می کنی يار دريغ از تو نکردم هيچ شی را هنوز هم آزمايش می کنی يار…
تا چند زنم پينه اللهی چپن خويش
تا چند زنم پينه اللهی چپن خويش از بسکه شده پاره، نيابم يخن خويش يک توشک مستعمل چرکين که مرا هست در بخچه نهاديم برای…
به نظر وصل دلبری دارم
به نظر وصل دلبری دارم هوس ماه پيكری دارم باعث ناله ام چه ميپرسی دلربای ستمگری دارم گشتم از هجر او مثال هلال تن بيمار…
بادا هميشه رتبه ات ای دلربا بلند
بادا هميشه رتبه ات ای دلربا بلند کز وصف قامتت شده اشعار ما بلند حسن اينقدر تغافل و ناز و ادا نداشت عجز و نياز…
ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست
ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست آلاب و تاب و راک تو سر تا به پا خوشست دارم طلب به پای تو يک بوسه…
از چه خار از ما خوری ای جامه خارای بيا
از چه خار از ما خوری ای جامه خارای بيا جای ما هم يك شبی ای شوخ هرجايی بيا سر فگندم پيش پايت ای بت…
ياد روزی که دلم آيينه ی روی تو بود
ياد روزی که دلم آيينه ی روی تو بود سجدۀ بندگيم در خم ابروی تو بود کوکوی فاختگان اين سخنم داد بياد که نمود چمن…
نيم گلباز و نی گل ميفروشم
نيم گلباز و نی گل ميفروشم نه صيادم نه بلبل ميفروشم برای زينت و زيب نكويان بهر سو عطر كاكل ميفرو شم ندارد گلرخان تاب…
من نمی گويم که تنها ساغر و پيمانه سوخت
من نمی گويم که تنها ساغر و پيمانه سوخت بلکه برق روی آن ساقی می و ميخانه سوخت گرچه مجنون خاک شد اندر غم ليلای…
گل بر يخنت در سر جاکت زده ای باز
گل بر يخنت در سر جاکت زده ای باز رومال عرقپاک به واسکت زده ای باز شادم که پس از مدت چهل سال به خوابم…





