غلام نبی عشقری
رويت اگر ز پيش نظر دور نمی شد
رويت اگر ز پيش نظر دور نمی شد در سينه ی من داغ تو ناسور نمی شد منظور نمی کرد اگر دعوت اغيار از يار…
دل بیمار و خسته ای دارم
دل بیمار و خسته ای دارم از گل داغ دسته ای دارم محوم از لکنت زبان کسی سخن جسته جسته ای دارم من ز چشم…
خون شدم، رنگ حنای تو مرا ياد آمد
خون شدم، رنگ حنای تو مرا ياد آمد خاک گشتم، کف پـای تو مرا ياد آمد شاخ گل در چمن از باد صبا می لرزيد…
توکلت علی الله می روم يار
توکلت علی الله می روم يار ز يثرب سوی بطها می روم يار چرا نالم ز گرمای مدينه به سايه باغ خرما می روم يار…
تا تار کاکلت دارد به عاشق تارها
تا تار کاکلت دارد به عاشق تارها چشم جادويت به افسون می نمايد کارها درد بی درمان ما را ای مسيحا چاره کن کز لب…
به گوش من صدای زنگ عشق است
به گوش من صدای زنگ عشق است مگر عالم پر از آهنگ عشق است سر مجنون که می بارد ز هر سو بدانی يا ندانی…
باز امشب ای رقیبان ساز می خواهد دلم
باز امشب ای رقیبان ساز می خواهد دلم شوخ آتش پرچه ی طناز می خواهد دلم چون زلیخا پیر گردیدم جوان سازم ز لطف از…
ای خوشا دوری که میل خاکبازی داشتم
ای خوشا دوری که میل خاکبازی داشتم از غبار راه طفلان سرفرازی داشتم یاد آن شبها که بر یاد لب پر خنده یی تا سحر…
از بار درد سرو قدم بی نمود شد
از بار درد سرو قدم بی نمود شد يعنی که عمر من به غمت خاک و دود شد رنگ رُخت ز ديدنم ای گلعزار من…
يک مو زيان به شوکت حسنت نمی رسد پدر
يک مو زيان به شوکت حسنت نمی رسد پدر روزی سوی شکسته دل بینوا بیا گر از پدر اجازه نداری به جای من پيشش بهانه…





