این بی‌ریشان که سغبهٔ

این بی‌ریشان که سغبهٔ سیم و زرند در سبلت تو به شاعری که نگرند زر باید زر که تا غم از دل ببرند ترانهٔ خشک…

Continue Reading...

ای کرده فلک به خون من

ای کرده فلک به خون من نامزدت دیدار نکو داده و برده خردت ز اقبال قبول تو و ز ادبار ردت من خود رستم وای…

Continue Reading...

ای سوسن آزاد ز بس رعنایی

ای سوسن آزاد ز بس رعنایی چون لاله ز خنده هیچ می‌ناسایی پشتم چو بنفشه گشت ای بینایی زیرا که چو گل زود روی، دیر…

Continue Reading...

ای چون شکن زلف تو پشتم

ای چون شکن زلف تو پشتم خم خم وی چون اثر خلق تو صبرم کم کم در مهر و وفایت آزمودم دم دم با این…

Continue Reading...

آنها که اسیر عشق

آنها که اسیر عشق دلدارانند از دست فلک همیشه خونبارانند هرگز نشود بخت بد از عشق جدا بدبختی و عاشقی مگر یارانند حضرت حکیم سنایی…

Continue Reading...

آن روز که شیر خوردم از

آن روز که شیر خوردم از دایهٔ عشق از صبر غنی شدم به سرمایهٔ عشق دولت که فگند بر سرم سایهٔ عشق بر من به…

Continue Reading...

از نکتهٔ فاضلان به

از نکتهٔ فاضلان به اندام‌تری وز سیرت زاهدان نکونام‌تری از رود و سرود و می غم انجام‌تری من سوختم و تو هر زمان خام‌تری حضرت…

Continue Reading...

از بهر یکی بوس به دو ماه

از بهر یکی بوس به دو ماه ای ماه داری سه چهار پنج ماهم گمراه ای شش جهت و هفت فلک را به تو راه…

Continue Reading...

هر کو به جهان راه قلندر

هر کو به جهان راه قلندر گیرد باید که دل از کون و مکان برگیرد در راه قلندری مهیا باید آلودگی جهان نه در برگیرد…

Continue Reading...

هجر تو خوشست اگر چه زارم

هجر تو خوشست اگر چه زارم دارد وصل تو بتر که بی‌قرارم دارد هجر تو عزیز و وصل خوارم دارد این نیز مزاج روزگارم دارد…

Continue Reading...