دلها همه آب گشت و جانها

دلها همه آب گشت و جانها همه خون تا چیست حقیقت از پس پرده و چون ای بر علمت خرد رد و گردون دون از…

Continue Reading...

در عشق تو ای شکر لب روح

در عشق تو ای شکر لب روح افزای نالان چو کمانچه‌ام خروشان چون نای تا چون بر بط بسازیم بر بر جای چون چنگ ستاده‌ام…

Continue Reading...

در جامه و فوطه سخت خرم

در جامه و فوطه سخت خرم شده‌ای کاشوب جهان و شور عالم شده‌ای در خواب ندانم که چه دیدستی دوش کامروز چو نقش فوطه در…

Continue Reading...

چون موی شدم ز رشک پیراهن

چون موی شدم ز رشک پیراهن تو وز رشک گریبان تو و دامن تو کاین بوسه همی دهد قدمهای ترا وآنرا شب و روز دست…

Continue Reading...

چشمم ز فراق تو جهانسوز

چشمم ز فراق تو جهانسوز مباد بر من سپه هجر تو پیروز مباد روزی اگر از تو باز خواهم ماندن شب باد همه عمر من…

Continue Reading...

تا کی ز غم جهان امانی

تا کی ز غم جهان امانی خواهی تا کی به مراد خود جهانی خواهی چون در خور خویشتن تمنا نکنی زین مسجد و زان میکده…

Continue Reading...

پندی دهمت اگر پذیری ای

پندی دهمت اگر پذیری ای تن تا سور ترا به دل نگردد شیون عضوی ز تو گر صلح کند با دشمن دشمن دو شمر تیغ…

Continue Reading...

بس عابد را که سرو بالای

بس عابد را که سرو بالای تو کشت بس زاهد را که قدر والای تو کشت تو دیر زی ای بت ستمگر که مرا دست…

Continue Reading...

بازی بنگر عشق چه کردست

بازی بنگر عشق چه کردست آغاز می‌ناز ازین حدیث و خود را بنواز بر درگه این و آن چه گردی به مجاز ساز ره عشق…

Continue Reading...

این بی‌ریشان که سغبهٔ

این بی‌ریشان که سغبهٔ سیم و زرند در سبلت تو به شاعری که نگرند زر باید زر که تا غم از دل ببرند ترانهٔ خشک…

Continue Reading...