هر چند بلای عشق دشمن

هر چند بلای عشق دشمن کامیست از عشق به هر بلا رسیدن خامی‌ست مندیش به عالم و به کام خود زی معشوقه و عشق را…

Continue Reading...

نازان و گرازان به وثاق

نازان و گرازان به وثاق آمد یار نازان چو گل و مل و گرازان چو بهار جوشان و خروشانش گرفتم به کنار جوشان ز تف…

Continue Reading...

مانندهٔ باد اگر چه بی‌پا

مانندهٔ باد اگر چه بی‌پا و سریم پیوسته چو آتش ره بالا سپریم زان پیش که رخت ما سوی خاک کشند ما خاک فروشیم و…

Continue Reading...

گه در پی دین رویم و گه

گه در پی دین رویم و گه در پی کیش هر روز به نوبتی نهیم اندر پیش در جمله ز ما مرگ خرد دارد بیش…

Continue Reading...

گر من چو تو سنگین دل و

گر من چو تو سنگین دل و ناخوش خومی کی بستهٔ آن زلف و رخ نیکومی این دل که مراست کاشکی تو منمی و آن…

Continue Reading...

کاری که نه کار تست

کاری که نه کار تست ناساخته باد در کوی تو مال و ملک درباخته باد گر چهرهٔ من جز از غم تست چو زر در…

Continue Reading...

صدبار به بوسه آزمودم

صدبار به بوسه آزمودم پارت بس بوسه دریغ یافتم هر بارت گفتم که کنون کشید خواهم بارت با این همه هم به کار ناید کارت…

Continue Reading...

زین رفتن جان ربای درد

زین رفتن جان ربای درد افزایت چون سازم و چون کنم پشیمان رایت برخیزم و در وداع هجر آرایت بندی سازم ز دست خود بر…

Continue Reading...

رو گرد سراپردهٔ اسرار

رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد شوخی چکنی که نیستی مرد نبرد مردی باید زهر دو عالم شده فرد کو درد به جای آب و نان…

Continue Reading...

در منزل وصل توشه‌ای نیست

در منزل وصل توشه‌ای نیست مرا وز خرمن عشق خوشه‌ای نیست مرا گر بگریزم ز صحبت نااهلان کمتر باشد که گوشه‌ای نیست مرا حضرت حکیم…

Continue Reading...