ای مونس جان من خیال تو

ای مونس جان من خیال تو خوشتر ز جهان جان وصال تو جانهای مقدس خردمندان سرگشته به پیش زلف و خال تو کس نیست به…

Continue Reading...

ای کرده دلم سوختهٔ درد

ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی از محنت تو نیست مرا روی رهایی معذوری اگر یاد همی نایدت از ما زیرا که نداری خبر از…

Continue Reading...

ای زلف تو تکیه کرده بر

ای زلف تو تکیه کرده بر گوش ای جعد تو حلقه گشته بر دوش ای کرده دلم ز عشق مفتون وی کرده تنم ز هجر…

Continue Reading...

ای خواب ز چشم من برون شو

ای خواب ز چشم من برون شو ای مهر درین دلم فزون شو ای دیده تو خون ناب می‌ریز ای قد کشیده سرنگون شو آتش…

Continue Reading...

ای به رخسار کفر و ایمان

ای به رخسار کفر و ایمان هم وی به گفتار درد و درمان هم زلف پر تاب تو چو قامت من چنبرست ای نگار چوگان…

Continue Reading...

انصاف بده که نیک یاری

انصاف بده که نیک یاری زو هیچ مگو که خوش نگاری در رود زدن شکر سماعی در گوی زدن شکر سواری مه جبهت و آفتاب…

Continue Reading...

از همت عشق بافتوحم

از همت عشق بافتوحم پا بستهٔ عشق بلفتوحم بربود ز بوی زلف عقلم بفزود ز آب روی روحم از موی سیاه اوست شامم وز روی…

Continue Reading...

هزار سال به امید تو

هزار سال به امید تو توانم بود هر آنگهی که بیایم هنوز باشد زود مرا وصال نباید همان امید خوشست نه هر که رفت رسید…

Continue Reading...

هر آن روزی که باشم در

هر آن روزی که باشم در خرابات همی نالم چو موسی در مناجات خوشا روزی که در مستی گذارم مبارک باشدم ایام و ساعات مرا…

Continue Reading...

منم که دل نکنم ساعتی ز

منم که دل نکنم ساعتی ز مهر تو سرد ز یاد تو نبوم فرد اگر بوم ز تو فرد اگر زمانه ندارد ترا مساعد من…

Continue Reading...