خیز تا در صف عقل و عافیت

خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم نفس کلی را بدل بر نقش شادروان کنیم دشنهٔ تحقیق برداریم ابراهیم وار گوسفند نفس شهوانی…

Continue Reading...

حلقهٔ ارواح بینم گرد

حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو آفتاب و ماه بینم حامل شبپوش تو بی‌دلان را نرگس گویای تو خاموش کرد عاشقان را کرد گویا…

Continue Reading...

چند رنجانی نگارا این دل

چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را یا سلامت خود مسلم نیست مر عشاق را هر کرا با عشق خوبان اتفاق آمد پدید مشتری گردد…

Continue Reading...

جام می پر کن که بی جام

جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست تا به کام او شوم این کار جز ناکام نیست ساقیا ساغر دمادم کن مگر…

Continue Reading...

تا گل لعل روی بنمودست

تا گل لعل روی بنمودست بلبل از خرمی نیاسودست دیرگاهست تا چو من بلبل عاشق بوستان و گل بودست روز و شب گر بنغنوم چه…

Continue Reading...

تا بدیدم زلف عنبرسای تو

تا بدیدم زلف عنبرسای تو وان خجسته طلعت زیبای تو جان‌و دل نزدت فرستادم نخست آمدم بی‌جان و دل در وای تو بی دل و…

Continue Reading...

بردیم باز از مسلمانی زهی

بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه کردیم بندی و زندانی زهی کافر بچه در میان کم زنان اندر صف ارباب عشق هر زمان باز…

Continue Reading...

با تابش زلف و رخت ای ماه

با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز از شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز از جنبش موی تو برآید دو گل…

Continue Reading...

ای همه انصاف‌جویان بندهٔ

ای همه انصاف‌جویان بندهٔ بیداد تو زاد جان رادمردان حسن مادرزاد تو حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که نیست جز «و یبقی وجه ربک»…

Continue Reading...

ای لعبت مشکین کله بگشای

ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله می خور ز جام و بلبله با ما خور و با ما نشین مشک از هلال…

Continue Reading...