در عشق تو ای نگار خاموش

در عشق تو ای نگار خاموش بفزود مرا غمان و شد هوش من عشق ترا به جان خریدم تو مهر مرا به یاوه مفروش هرگز…

Continue Reading...

خواجه سلام علیک آن لب

خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین توشهٔ جانها در آن گوشهٔ شبپوش بین پیش رکابت جمال کیست گرفته عنان چرخ جفا کیش بین…

Continue Reading...

چو آمد روی بر رویم که

چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم که آنگه خوش بود با من که من بی‌خویشتن باشم من آنگه خود کسی…

Continue Reading...

جانا ز لب آموز کنون بنده

جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن کز زلف بیاموخته‌ای پرده دریدن فریادرس او را که به دام تو درافتاد یا نیست ترامذهب فریاد رسیدن…

Continue Reading...

تا نقش خیال دوست با ماست

تا نقش خیال دوست با ماست ما را همه عمر خود تماشاست آنجا که جمال دلبر آمد والله که میان خانه صحراست وانجا که مراد…

Continue Reading...

تا جهان باشد نخواهم در

تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان نام…

Continue Reading...

به درگاه عشقت چه نامی چه

به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی به نزد جلالت چه شاهی چه شنگی جهان پر حدیث وصال تو بینم زهی نارسیده به زلف تو…

Continue Reading...

باز تابی در ده آن زلفین

باز تابی در ده آن زلفین عالم سوز را باز آبی بر زن آن روی جهان افروز را باز بر عشاق صوفی طبع صافی جان…

Continue Reading...

ای یار بی تکلف ما را

ای یار بی تکلف ما را نبید باید وین قفل رنج ما را امشب کلید باید جام و سماع و شاهد حاضر شدند باری وین…

Continue Reading...

ای من غریب کوی تو از کوی

ای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسس حیلت چه سازم تا مگر با تو برآرم یک نفس گر من به کویت…

Continue Reading...