بر مه از عنبر معشوق من

بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند هیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کند گه ز مشک سوده نقش آرد همی…

Continue Reading...

این که فرمودت که رو با

این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست…

Continue Reading...

ای نگار دلبر زیبای من

ای نگار دلبر زیبای من شمع شهرافروز شهرآرای من جز برای دیدنت دیده مباد روشنایی دیدهٔ بینای من جان و دل کردم فدای مهر تو…

Continue Reading...

ای گل آبدار نوروزی

ای گل آبدار نوروزی دیدنت فرخی و فیروزی ای فروزنده از رخانت جان آتش عشق تا کی افروزی دل بدخواه سوز اندر عشق چونکه دلهای…

Continue Reading...

ای سنایی خواجگی در عشق

ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست جان اسیر عشق گشته دل به کیوان شرط نیست «رب ارنی» بر زبان راندن چو موسی روز…

Continue Reading...

ای دل اندر نیستی چون دم

ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمار باش شو بری از نام و ننگ و از خودی بیزار باش دین و دنیا جمله اندر…

Continue Reading...

ای پسر گونه ز عشقت دست

ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمی گاه عشرت پیش تو بر دست ساغر دارمی ورنه همچون حلقهٔ در داردی عشقت مرا بر…

Continue Reading...

آنکس که ز عاشقی خبر دارد

آنکس که ز عاشقی خبر دارد دایم سر نیش بر جگر دارد جان را به قضای عشق بسپارد تن پیش بلا و غم سپر دارد…

Continue Reading...

آفرین بادا بر آن کس کو

آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود و آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بود آفرین بر جان آن…

Continue Reading...

یار اگر در کار من بیمار

یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی کار این دلخسته را بسیار ازین به داشتی ور دل دیوانه رنگ من نبودی تند و…

Continue Reading...