ای وصل تو دستگیر مهجوران

ای وصل تو دستگیر مهجوران هجر تو فزود عبرت دوران هنگام صبوح و تو چنین غافل حقا که نه‌ای بتا ز معذوران گر فوت شود…

Continue Reading...

ای لعل ترا هر دم دعوی

ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی برخاسته از راه تو چونی و چرایی با جزع تو و لعل تو بر درگه حسنت عیسی به…

Continue Reading...

ای سنایی کفر و دین در

ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر جان ده اندر عشق و آنگه جان ستان را جان شمر کفر و ایمان گر به…

Continue Reading...

ای رخ تو بهار و گلشن من

ای رخ تو بهار و گلشن من همچو جانست عشق در تن من راست چون زلف تو بود تاریک بی رخ تو جهان روشن من…

Continue Reading...

ای جهان افروز دلبر ای بت

ای جهان افروز دلبر ای بت خورشید فش فتنهٔ عشاق شهری شمسهٔ خوبان کش گاه آن آمد از وصل تو بستانیم داد زین جهان حیله‌ساز…

Continue Reading...

ای باد به کوی او گذر کن

ای باد به کوی او گذر کن معشوق مرا ز من خبر کن با دلبر من بگو که جانا در عاشق خود یکی نظر کن…

Continue Reading...

الحق نه دروغ سخت زارم

الحق نه دروغ سخت زارم تا فتنهٔ آن بت عیارم من پار شراب وصل خوردم امسال هنوز در خمارم صاحب سر درد و رنج گشتم…

Continue Reading...

از دوست به هر جوری بیزار

از دوست به هر جوری بیزار نباید شد از یار به هر زخمی افگار نباید شد ور جان و دل و دین را افگار نخواهی…

Continue Reading...

هر که او معشوق دارد گو

هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار خوش لب و شیرین زبان خوش عیش و خوش گفتار دار یار معنی دار باید…

Continue Reading...

نگارینا دلم بردی خدایم

نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد بتا…

Continue Reading...