خنک آن روز که در پای تو جان اندازم

خنک آن روز که در پای تو جان اندازم عقل در دمدمه خلق جهان اندازم نامه حسن تو بر عالم و جاهل خوانم نامت اندر…

Continue Reading...

خانه صاحب نظران می‌بری

خانه صاحب نظران می‌بری پرده پرهیزکنان می‌دری گر تو پری چهره نپوشی نقاب توبه صوفی به زیان آوری این چه وجودست نمی‌دانمت آدمیی یا ملکی…

Continue Reading...

چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت

چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت در دلم هیچ نیاید مگر اندیشه وصلت تو نه…

Continue Reading...

چنان در قید مهرت پای بندم

چنان در قید مهرت پای بندم که گویی آهوی سر در کمندم گهی بر درد بی درمان بگریم گهی بر حال بی سامان بخندم مرا…

Continue Reading...

توانگران که به جنب سرای درویشند

توانگران که به جنب سرای درویشند مروتست که هر وقت از او بیندیشند تو ای توانگر حسن از غنای درویشان خبر نداری اگر خسته‌اند و…

Continue Reading...

تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی

تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی ملامتگوی بی‌حاصل ترنج از دست نشناسد…

Continue Reading...

پیش رویت قمر نمی‌تابد

پیش رویت قمر نمی‌تابد خور ز حکم تو سر نمی‌تابد آتش اندر درون شب بنشست که تنورم مگر نمی‌تابد بار عشقت کجا کشد دل من…

Continue Reading...

به فلک می‌رسد از روی چو خورشید تو نور

به فلک می‌رسد از روی چو خورشید تو نور قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور آدمی چون تو در آفاق نشان…

Continue Reading...

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی گر پیر مناجاتست ور رند خراباتی هر کس قلمی رفته‌ست بر وی…

Continue Reading...

باد آمد و بوی عنبر آورد

باد آمد و بوی عنبر آورد بادام شکوفه بر سر آورد شاخ گل از اضطراب بلبل با آن همه خار سر درآورد تا پای مبارکش…

Continue Reading...